تاریخ سفر: ۰۲ آبان , ۱۳۹۸
مدت سفر: 9 روز
محل برگزاری:

سفر به نپال میعادگاه عاشقان طبیعت همراه با بیشه تور

تعداد ۳۵ نفر در روز پنجشنبه ۲ آبان ۹۸ ساعت ۴ بامداد از تهران به مقصد کاتماندو پرواز کردیم و بعد از ۲ ساعت ترانزیت در سالن فرودگاه قطر حدود ساعت ۱۸ روز ۲آبان به فرودگاه تریپ هاون کاتماندو رسیدیم

آنچه از ابتدا توجه ما را بسیار به خود جلب کرد مجسمه خدای پرواز یا آیودا در ابتدای ورودی فرودگاه نپال بود که به مسافران خوش آمد میگفت

بعد از انجام فرمهای ویزاها در فرودگاه نپال ویزاها در پاسپورت هر شخص وارد شد که البته تشریفات اداری گرفتن ویزا آنچنان طولانی نبود و بعد از حدود یک ساعت از فرودگاه به طرف هتل حرکت کردیم

راهنمایان ما در این برنامه آقای راج و آقای آنال بودن که این دو راهنمای  بسیار مهربان و مطلع و با تجربه در سفرهای پیشین هم نیز ما را همرامی میکردند.

بعد از حدود ۴۵ دقیقه اتوبوس سواری به هتلمان در شهر کاتماندو رسیدیم و طبق معمول مهمان نوازی نپالی ها، آقای راج قبل از پیاده شدن از اتوبوس و رفتن به هتل به هر یک از مسافران شال نارنجی رنگی به علامت خوش آمد گویی هدیه داد

نپال با نام رسمی جمهوری فدرال دموکراتیک نپال کشوری در آسیا و در شمال هندوستان میباشد

زبان رسمی این کشور نپالی است و بیش از ۲۹ میلیون نفر جمعیت دارد این کشور بین هندوستان و چین و تبت قرار گرفته است و بیش از ۸۰ درصد مردم نپال پیرو آئین هندو هستند و مابقی از بودیسم و مسلمانان تشکیل شده اما تقابل دو تمدن بزرگ هندوئیست در جنوب و بودائیست در شمال کشور نپال منجر به یک اشتراک فرهنگی بین این دو آئین در این کشورها شده است

بیشتر محدوه نپال بر روی رشته کوههای هیمالیا قرار گرفته و شمال این کشور ۸ قله از ۱۴ قله بلند جهان را در خود جای داده که یکی از آنها بلندترین کوه جهان یعنی قله اورست است و اما کلمه نپال برگرفته از لغت نیپالیا به معنی پائین کوهها در زبان سانسکریت کهن میباشد

مردم نپال ضرب المثل معروفی دارند و میگویند کشور نپال دو چیز بیشتر ندارد: یکی اورست و دیگری مهمانوازی و مهربانی مردمانش

هنگامی که به نپال سفر میکنید در اولین لحظه ورود به این کشور تحت تاثیر لبخندهای حقیقی و رفتار مهربانانه مردم نپال قرار میگیرید، گویی هیچ چیز نمیتواند آنان را در این دنیا از مهربانی کردن منصرف کند

نپال در بیشترین تاریخ خود حکومت پادشاهی داشته و در جنگ داخلی نپال که علیه حکومت پادشاهی انجام شده در سال ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۶ حدود۱۶۰۰۰ نفر کشته شدند و سرانجام نپال در سال ۲۰۰۶ میلادی بود که شاهد پایان جنگ داخلی خشونت آمیز ده ساله ای بود که به ۲۴۰ سال حکومت سلطنتی هندوها در این کشور پایان داد و نپال را تبدیل به جمهوری کرد

در سال ۲۰۰۸ میلادی حکومت پادشاهی با مصوبه مجلس موسسان نپال به طور کامل برانداخته شد و یک جمهوری دموکراتیک چند حزبی فدرال برقرار شد و دولت نپال سرانجام موفق شد که انتخابات پارلمانی خود را در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ شمسی انجام دهد.

موثرترین چیز در آئین، فرهنگ، مرام و جغرافیا و تاریخ مردم نپال رشته کوه هیمالیا میباشد. در حقیقت مرتفع ترین رشته کوههای دنیا یا بام دنیا در این کشور قرار دارند رشته کوه هیمالیا که خط جدا کننده شبه قاره هند از فلات تبت میباشد سومین ذخیره یخ و برف در جهان را بعد از قطب جنوب و قطب شمال داردو نام هیمالیا از واژه سانسکریت هیمالیا به به معنی برفستان گرفته شده است همچنین بسیاری از رودهای بزرگ آسیا از این رشته کوه سرچشمه میگیرند

در رشته کوه هیمالیا ۱۴ قله وجود دارد که ارتفاع هر یک از آنها بیش از ۸۰۰۰ متر میباشد و بلندترین قله جهان یعنی اورست با ارتفاع ۸۸۴۸ متر در این رشته کوه قرار دارد.

اورست در مرز کشور نپال و تبت و چین قرار گرفته است و کوهنوردان منبع کسب درآمد توریستی قابل توجهی برای کشور نپال هستند

کوه اورست دو مسیر اصلی صعود دارد یکی در دامنه جنوبی در نپال و دیگری در دامنه شمالی در تبت  که البته بین این دو مسیر، مسیر جنوبی که در کشور نپال است آسان تر بوده و بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد

پرچم نپال

پرچم نپال به شکل دو مثلث بر هم سوار شده است و این دو مثلث نماد دو قله کوه اورست هستند که در این کشور قرار دارند

پرچم سایر کشورها مستطیل است به جز پرچم واتیکان و سوئیس که مربعی شکل هستند

آخرین باری که تور نپال را اجرا نمودیم سال ۹۳ خورشیدی بود که بعد از آن در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ خورشیدی زمین لرزه ای به بزرگی ۷٫۹  دهم ریشتر کشور نپال را لرزاند و تا ۱۲ اردیبهشت حدود ۷ هزار نفر در این زلزله جان باختند و بعد از آن به علت آسیب دیدن آثار باستانی کشور نپال ما از اجرای تور به این کشور صرف نظر کردیم تا اینکه بعد از مشورت با آقای راج متوجه شدیم که کشور نپال بسیار بیشتر  و سریعتر از آنچه که انتظار می رفت باسازی شده است. وقتی هر گوشه ای از این کشور را بازدید میکنیم بسیار خرسندیم که همه معابد خیابانها خانه ها و ساختمان ها بازسازی شده و کشور نپال دوباره رنگ و بوی زندگی را به خود گرفته است.

روز اول بعد از رسیدن به شهر کاتماندو به هتل رفتیم و در آنجا استراحت نمودیم.

کاتماندو

برنامه روز دوم در شهر کاتماندو پایتخت نپال ابتدا دیدار معبد بوداهانات بزرگترین معابد بودایی های نپال از نظر وسعت و از نظر ارتفاع بوده است

صحنه هایی که در کنار این معبد می دیدم بسیار قابل توجه بود.

قبل از آن توریستها را آماده کردیم که برای بازید این معبد باید حتما در جهت عقربه های ساعت در اطراف معبد چرخش کنیم، اگر در غیر این صورت از معبد بوداهانات دیدن کنید نشانه بی احترامی میباشد.

بوداهانا جز کهن ترین ساخته های بوداهیست و در حقیقت یک استوپا میباشد. استوپاها معمولا به عنوان مقبره و جایی برای مراقبه استفاده می شدند.

استوپاه بوداهانات در سال ۱۹۷۹ بود که به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد.

این استوپا که به عنوان یکی از زیباترین بناهای تاریخی و مذهبی نپال میباشد حدود ۱۲۰ متر قطر دارد و میتوان آن را بزرگترین معبد نپالی دانست.

این استوپا ۴۰ متر بلندی دارد و در اطراف این استوپا تندیس های بودا با رنگ آمیزی های دیدنی و پرچم های مخصوص جهت مراسم مذهبی قرار گرفته است.

قدمت این استوپا به ۵۰۰ سال قبل برمیگردد.

بعد از زلزله ای که چند سال قبل  در نپال اتفاق افتاد متاسفانه ۷۰% این استوپا ویران شد و بسیار خوشحال شدیم از اینکه استوپای بوداها دوباره روی پاهای خود ایستاده و میزبان مردم نپال، تبت و سایر گردشگران میباشد.

برایمان جالب بود که در آنجا راهبان تبتی را با سرهای تراشیده و رده های سرخ و نارنجی ببینیم که به همراه زائرینی که چرخ دعا در دست داشتند از چاه معبد در جهت عقربه های ساعت (همانند مکه) طواف میکردند.

اولین عکس گروهی بیشه تور را در کنار معبد بوداهانات کاتماندو گرفتیم.

اما چیز دیگری که توجه گردشگران را به خود بسیار جلب میکرد سیستم کابل کشی خیابانهای کاتماندو بود.

کلاف های پیچیده و تو در تویی که از ستون های سیمانی خیابانها آویزان بود گویی که اگر میخواستند کابل مربوط به یک قسمتی را پیدا کنند بایستی هفته ها و ماه ها وقت می گذاشتند تا بتوانند آنها را از هم تفکیک کنند.

بعد از بازدید معبد بوداهانات از کنار میدان دوربار که کارگران شهرداری در آنجا مشغول آسفالت کردن و بهسازی مسیر بودند گذشتیم و به معبد پاشوپاتینات رسیدیم.

پاشوپاتینات یکی از مهمترین معابدی است که به شیوا(خدای جنگ و دانایی نپال) تقدیم شده و هر سال هزاران زائر را پذیرایی میکند.

شیوا یکی از الهه های آئین هندو در نپال است و معبد پاشوپاتینات در کرانه های رود مقدس باگماتی قرار دارد که این رود شاخه ای از رود مقدس گنگ است.

قبل از آنکه به بازدید معبد پاشوپاتینات بریم از گردشگران تقاضا کردیم که از هر گونه عکاسی و فیلمبرداری در معبد پاشوپاتینات خودداری نمایند.

به علت اینکه این معبد یکی از اصلی ترین مکان های مرده سوزی در کشور نپال میباشد. و اما مردان عجیب و غریب هندو که در اطراف این معبد زندگی میکنند ادعا میکردند که از طریق دو ماه میتوانند هیچ غذایی نخورند یکی دیگر از جذابیتهای معبد پاشوپاتینات میباشد.

یکی از آنها با ریش و موی بلند در حالی که پای خود را در پشت گردن قرار داده بود وچشمانش را بسته ساعتها در حال مراقبه است.

آن دیگری ادعا میکند که ۴ ماه است که هیچ چیز نخورده و تنها در حال مراقبه و عبادت میباشد.

آقای آنال و آقای راج راهنمایان و دوستان ما در نپال در معبد پاشوپاتینات در مورد مراسم مذهبی و آئین های مربوط به سوزاندن اجساد برای ما توضیح دادند.

اختلاف طبقاتی که در کشور نپال به چشم میخورد در بین مردگانشان هم نیز به چشم میخورد زیرا ثروتمندان و اشخاص برجسته شهر را در کوههای بالاتر رودخانه می سوزاندند و افراد معمولی و بی بضاعت را در سرکوهای پایین دست رودخانه می سوزانذند.

یک معبد خدای شیوا هم در مجموعه معبد پاشوپاتینات ساخته شده است که ورود آن برای افراد غیر هندو ممنوع میباشد.

زمانی که ما در آنجا بودیم حدود ۴ بار مرده های مختلف را آوردند و توانستیم مراسم مرده سوزی را بازدید کنیم جسد مردها حدود ۳ ساعت و جسد زن ها حدود ۴ ساعت زمان میبرد تا کاملا بسوزد و بعد از سوختن خاکستر آن را بعد از مدتی در خانه نگهداری کرده و بعد آن را به آب رودخانه باگماتیت می سپردند.

یکی دیگر از دیدنیهای بسیار جذاب شهر کاتماندو معبد میمون ها یا استوپهای سوایانبونات میباشد یک ساختمان مذهبی متعلق به بودیسم در یکی از مرتفع ترین نقاط شهر کاتماندو.

پیشنهاد میکنم اگر تصمیم دارید معبد میمون ها را بازدید کنید حتما صبح زود و یا نزدیکهای غروب به این معبد رفته تا بتوانید چشم انداز زیبایی از شهر کاتماندو و رشته کوههای هیمالیا از بالای معبد میمون ها داشته باشید زیرا در ساعات بین روز غبار محوی سطح شهر را فرا میگیرد و دیدن رشته کوههای هیمالیا امکان پذیر نمیباشد.

نزدیک غروب بود که به معبد میمون ها رسیدیم ورودی معبد میمون ها دو قسمت میباشد یک قسمت مخصوص اشخاص مذهبی و یا گردشگرانی هست که می خواهند پیاده مسیر طولانی را از پای کوه به بالای معبد طی کنند و اما مسیر دیگر که مسیر گردشگری عمومی میباشد تا پارکینگ پایین معبد میمون ها رفته و از آنجا با یک ربع پیاده روی به انتهایی ترین قسمت معبد خواهید رسید.

حال و هوای معبد میمون ها بسیار زیبا و لطیف است صدای موسیقی مذهبی که در منطقه پخش میشود بوی عود دیدار راهبان بودایی که در اطراف معبد در حال نیایش هستند این سازه بعد از استوپای بوداهانات از لحاظ اهمیت در رده دوم قرار دارد و در قرن پنجم میلادی ساخته شده است، استوپای این مجموعه در سال ۲۰۱۰ میلادی با ۲۰ کیلوگرم طلا مجدد طلا کاری شده و یک گنبد سفید در پایه آن قرار داده شد.

یکی از زیباترین قسمتهای این معبد چشمان خواب آلوده بودا میباشد که از بالا به اطراف خیره شده است که البته چشمان خواب بودا یکی از نمادهای اصلی کشور نپال محسوب میشود.

به علت طبیعت اطراف این معبد در اطراف این مجموعه مذهبی انواع میمون ها به جست وخیز مشغولند و به همین دلیل این معبد را به نام معبد میمونها نیز می شناسند.

در روزهایی که در کاتماندو اقامت داشتیم از شهرهای پاتان و باختابور (بکتاپور) دیدن کردیم.

داستان کاتماندو از این قرار است که در این منطقه سه شهر در کنار هم به نام های کاتماندو، پاتان، و پاختاپور یا بکتاپور از دیرباز قرار دارند. حدود ۸۰۰ سال پیش پادشاه نپال درگذشت و سه پسر او هر یک به یکی از این شهرها رفته و حکومتی مستقل ایجاد نمودند، این سه پسر هر کدام در یکی از این شهرها به پادشاهی رسیدند. و رقابتی بسیار بالا برای نشان دادن توانایی های خود برای اداره کشور و سرزمین نپال ایجاد کردند. به این ترتیب هر کدام با مشورت بزرگان شروع به نمایش تدبیر خود برای آینده این کشور نمودند تا اینکه شاید بزرگان نپال او را به پادشاهی انتخاب کنند، سرانجام بعد از سالها تلاش رقابت گونه پادشاه پاتان با جذب هنرمندان نپالی و زیباتربن هنرهای مجسمه سازی معابد بزرگ و زیبا ساخت و بدین ترتیب در پاتان جشن باشکوهی از هنر ایجاد شد و پاتان به عنوان پایتخت هنر و زیبایی شهر نپال معرفی شد، از طرف دیگر پادشاه بکتاپور که برادر دیگرش بود کشاورزی را در دشت های بکتاپور گسترش داد و کشوری با تنوع محصولات زیاد کشاورزی به بزرگان نشان داد و شهر بکتاپور به عنوان مرکز کشاورزی نپال اعلام شد. برادر سوم نیز در شهر کاتماندو با ایجاد نظم و انظباط و ارتش و دفاتر اداره کشور سیاست و تدبیر را به بزرگان نشان داد و در نهایت اعلام کردند که شهر کاتماندو نیز مرکز سیاسی کشور نپال میباشد زیرا همانطور که یک سرزمین به هنر و مذهب نیاز دارد به غذا و روزی و همچنین به تدبیر و سیاست نیز نیاز دارد و خلاصه هر سه برادر پیروز رقابت اعلام شدند و رقابت این سه برادر بدون هیچ جنگ و خونریزی چنان شد که تا امروز بعد از گذشت ۸۰۰ سال هنوز هم کاتماندو پایتخت اداری پاتان پایتخت هنری و مذهبی و بکتاپور پایتخت کشاورزی بوده و هست.

از شهر تاریخی بکتاپور دیدن کردیم.

بکتاپور فقط چند کیلومتر از کاتماندو فاصله دارد و ساختار قدیمی و تاریخی خود را همچنان حفظ کرده است و مدرنیته روی این شهر تاثیر نگذاشته است.

میدان دوربار بکتاپور

در کشور نپال در شهرهای بزرگ میدانی پر تردد وجود دارد که به آن میدان دوربار میگویند.

دوربار به معنی سلطنت است که معمولا میدان های دوربار در کنار کاخ پادشاهی همان شهر قرار دارند و اکثر معابد، بازارها و دست فروشان در اطراف این میدان قرار میگیرند.

این میدان و میدانهای دوربار پاتان و کاتماندو از میراث جهانی یونسکو میباشند.

از کاخ ۵۵ پنجره بکتاپور دیدن کردیم این کاخ توسط شاه مالا در قرن ۱۵ میلادی ساخته شده و در قرن ۱۷ میلادی نیز بازسازی شده است ورودی این ساختمان دروازه طلایی یا گلدن گیت میباشد و شهرت جهانی دارد این کاخ همانطور که از اسمش مشخص است ۵۵ پنجره دارد.

معبد نایاتاپولا

این معبد با ۳۰ متر بلندی یکی از مرتفع ترین معابد نپال میباشد و در کنار کاخ ۵۵ پنجره قرار دارد این معبد نیز به دستور شاه مالا در قرن ۱۷ میلادی ساخته شده است و مظهر قدرت و ابتکار زنان می باشد.

همانطور که در عکس میبنید روی پله های ورودی این معبد چند مجسمه از نگهبانان، الهه ها و فیل ها ساخته شده و هر کدام برای خود داستانی دارد.

خوش بختانه این معبد از زلزله سال ۲۰۱۵ میلادی جان سالم به در برد.

پاتان

به شهر پاتان رفتیم

سومین شهر مهم و اصلی کشور نپال

شهر پاتان معروف به لالی تیپور میباشد، مساحت این شهر نیز ۱۵ کیلومتر مربع است و حدود یک کیلومتر با شهر بکتاپور فاصله دارد.

پاتان پایتخت هنری و مذهبی شهر نپال است و همچنان یکی از بهترین مکان ها در نپال برای خرید پارچه های ابریشمی دست بافت میباشد. این شهر پر از معابد مختلف هندی و بودایی است و این معابد چنان در هم تنیده شده است که اگر کسی آشنایی نداشته باشد نمی تواند تشخیص دهد که کدام معبد متعلق به هندوها و کدام متعلق به بودایی ها میباشد.

میدان دوربار پاتان نیز در مرکز شهر یکی از سه میدان دوربار در دره کاتماندو است که آن نیز جز میراث جهانی یونسکو میباشد.

از موزه پاتان دیدن کردیم. موزه پاتان در قصر سلطنتی تاریخی در میدان پاتان دوربار قرار گرفته است فضای داخلی این موزه بعد از زلزله سال ۲۰۱۵ میلادی با بودجه اتریشی ها به بهترین شکل ممکن بازسازی شد و در آن آثاری ارزشمند از میراث هندو و بودا نگهداری میشود این موزه قبلا محل زندگی مالا بوده و سال ۱۹۹۷ بود که برای بازدید عموم افتتاح شد.

پیشنهاد میکنم اگر به پاتان رفتید حتما به میدان کوزه گران سری بزنید گنجینه بزرگ از صنعت کوزه گری نپال در این میدان قرار گرفته است.

در کارگاههای اطراف این میدان روزانه هزاران کوه زیبا تولید شده و برای خشک شدن در این میدان پهن می شود کوزه های این شهر شهرت زیادی دارد و در تمامی کشور نپال برای فروش توزیع می شود.

زمانی که در کوچه های تاریخی پاتان قدم مبزدیم متوجه شدیم معبد گانش ( خدای تدبیر و درایت ) در چند نقطه این شهر ساخته شده است.

گانش پسر شیوا (خدای از بین برنده ) میباشد و نسبت به مادر خود بسیار وفادار و مهربان است و وقتی برای حمایت از مادر در مقابل پدرش ایستاد و شیوا بدون اطلاع از اینکه او فرزند خود اوست سر او را از گردن جدا کرد و سپس شیوا سر فیل روی سر فرزندش قرار دارد چرا که هیچ حیوانی به اندازه فیل مهربان و مدبر نیست.

گانش که خدای تدبیر و درایت میباشد بدن انسان و سر فیل دارد.

در بسیاری از معابد نپال معابد شهر پاتان نماد لینگام دیده میشود.

لینگام نمادی از شیوا و خدای هندوس که به شکل آلت تناسلی مردانه به تصویر در می آید و در معابد برای عبادت قرار می گیرد و در حقیقت سمبل آلت مرد که به شیوا برمی گردد لینگام گفته میشود.

لینگام شیوا نماد زایندگی و تولد است و بقای نسل از او اتفاق می افتد.

دو گروه از مردم به درگاه شیوا دعا میکنند: یکی آنان که نازا هستند و دیگر گروه خانم هایی که عاشق هستند و دوست دارند به عشقشان یکی شوند.

اعتقاد بر این است اگر افراد غیر هندو وارد این معابد شوند و این نمادهای تناسلی را که به آن اعتقادی ندارند ببینند بیشتر جنبه ارتباط جنسی آن را مشاهده می کنند و نه سمبل ارتباط عاطفی را که بین خدایان وجود دارد و در حالی که یک فرد هندو به این نمادها به دیده احترام می نگرد.

معمولا وقتی وارد معابد بودایی می شوید راهب بودایی پیشانی شما را منقش به علامتی قرمز می کند که بیشتر شبیه نقش قرمزی است که هندو ها بر پیشانی می زنند از این جهت فرقی بین دو آئین هندو و بودا نیست و بعد از آن هنگام خروج از معبد می توانید در آینه به خود نگاه کنید و اگر چشم حقیقت بین داشته باشید سرنوشت خود را در آینه خواهید دید ( به اعتقاد راهبان ) و در حقیقت علامتی که روی پیشانی می گذارند نشان از فعال کردن چشم سوم انسان می باشد.

از راهنمایان آقای آنال در پاتان پرسیدم که آیا فرهنگ پرستش کوماری همچنان در نپال وجود دارد؟ او پاسخ داد بله همچنان ما کوماری را می پرستیم

از او خواستم اگر که امکان دارد ما را به دیدن کوماری ببرد و آقای آنال با توجه به روابطی که در میراث فرهنگی داشت توانست برای ما وقت ملاقات کوماری را بگیرد.

لازم است در مورد کوماری چند جمله برایتان توضیح دهم.

کوماری در حقیقت الهه نپال نامیده می شود بر اساس یک سنت قدیمی در آیین هندو که در نپال رواج دارد قرن ها است که در نپال دختر بچه هایی که سن برخی از آنان به زیر یک سال به عنوان بت زنده یا کوماری انتخاب شده و توسط مردم پادشاه پرستیده می شوند بعد از اینکه کوماری را انتخاب می کنند این دختر بچه (کوماری) را در داخل معبد محبوس کرده و چندین سال برای مراسم خاص به دنیای بیرون برده می شود.

در کل کشور نپال فقط سه کوماری رسمی وجود دارد که هر کدام در یکی از شهرهای اصلی نپال کاتماندو، پاتان و بخارا زندگی می کنند، در حقیقت کوماری به عنوان یک الهه باکره زنده انتخاب می شود و تا زمانی که به سن بلوغ و عادت ماهیانه نرسیده در نقش الهه پرستیده می شود.

کوماری در زمان سانسکریت به معنی شاه دخت است او در طول سال تنها ۱۳ بار می تواند در مراسم مذهبی اجازه حضور در فضای بیرون از خانه پیدا کند جالب است حتی نمی تواند به خانه پدر و مادرش برود و پدر و مادر می توانند برای دیدن او وقت بگیرند.

نکته غم انگیزتر این است که وقتی کوماری به سن بلوغ می رسد با اولین قاعدگی جایگاه خود را از دست می دهد و ۵ سال ناپاک و نجس شمرده می شود و حتی باید در فضایی بیرون از خانه بخوابد در قدیم ممکن بود در این دوره ۵ ساله این دختر بچه خوراک حیوانات درنده شود یا به دست اشرار خلاف کار بیفتد و کشته شود.

فلسفه انتخاب کوماری در ابتدا پدیده تناسخ تالجو می باشد که گفته می شود در روح این دختر بچه حلول پیدا می کند و بعد از اینکه دختری این شرایط اولیه را داشت شرایط بعدی برای اننخاب کوماری این چنین است گردنی مانند پوسته صدف_ بدنی مانند یک درخت انجیر هندی_ مژگانی مانند یک گاو_ ران هایی مانند گوزن _ قفسه سینه ای مانند شیر صدایی نرم و روشن مانند اردک

خلاصه گروه را آماده کردیم برای دیدن کوماری (الهه زنده) در شهر پاتان

به شکل گروه های ۱۰ نفره وارد معبد شدیم ابتدای معبد چندین نگهبان مرد درشت هیکل نشسته بودند و بعد از آن هنگامی که وارد اتاق کوماری شدیم دیدیم که این دختر بچه ۵ ساله معصوم  را که توسط پرستار بیدار شده بود و غرغر کنان روبروی صندلی ما نشست و طبق آموزشی که از قبل آقای آنال به ما داده بودند یکی یکی در مقابل کوماری زانو زدیم و کوماری علامت نشان قرمز را روی پیشانی ما زد و هر کس مقدار پولی را داخل ظرف روبروی کوماری می انداخت و اما این صحنه غم انگیز آنچنان گردشگران ما را تحت تاثیر قرار داده بود که بقیه گروه از دیدار کوماری صرف نظر کردیم که و امیدواریم که خرد جای خود را به این خرافات بدهد.

از شهرهای کاتماندو پاتان و بکتاپور در این روزهایی که در شهر کاتماندو اقامت داشتیم بازدید کردیم.

یکی از جذاب ترین قسمتهای سفر به کشور نپال خرید سوغاتی میباشد در این جا شما را با چند سوغاتی اصلی و مهم کشور نپال آشنا میکنیم.

که البته زمانی که در شهرهای کاتماندو و پاتان و بکتاپور در گشت و گذار هستید می توانید سوغات خود را در حین بازدید از شهر تهیه کنید.

چای : نپالی ها عاشق چای هستند شما در این کشور می توانید انواع چای را مانند چای سیاه چای سبز چای ارگری چای ماسالا و غیره.. در بسته های جذاب پیدا کنید.

شال پشمینه :پشمینه نپال یکی از لوکس ترین پارچه های دنیا محسوب می شود که این پارچه از موی نرم بز کوهی که در تبت زندگی می کنند درست می شود، و قیمت شال پشمینه اصل بسیار گران می باشد.

جواهرات : در نپال جواهرات عجیب و رنگ و رنگارنگی یافت می شود شامل : نقره، طلا ، مهره یا سنگ های نیمه قیمتی یا سنگ های ارزشمندی که از دامنه های کوههای هیمالیا برای گردشگران آورده می شود.

کاسه آوازه خوان : کاسه آوازه خوان یک ساز موسیقی است که می تواند یک سوغاتی محبوب نپال باشد این ساز موسیقی فلزی که دست ساز است صدای هارمونیک تکرار شونده به همراه ارتعاش ایجاد می کند وگفته می شود که این ارتعاش توسط کاسه دارای ویژگی های شفا دهنده و مناسب مدیتیشن می باشد.

چاقوی خوکوری: این چاقوی مشهور توسط سربازان نپالی گورخوا مورد استفاده قرار می گرفت و خوکوری به عنوان چاقوی ملی نپال و در مواقع خاصی به عنوان نشانه ای از عشق ارائه می شود.

نقاشی های پاندا یا مانگالا: زیباترین سوغاتی نپال پاندا یا مانگالا می باشد که در حقیقت نقاشی های سنتی و مذهبی نپالیست که روی پارچه های نخ و ابریشم کشیده می شود و بخشی از فرهنگ مردم نپال است کشیدن این نقاشی ها می تواند بین ۸ تا ۱۸ ماه به طول بیانجامد ماندالاها نمادهای آیینی و روحانی در دین های هندو و بوداییی هستند که به نوعی جهان را نمایش می دهند پیشنهاد میکنم اگر به نپال رفتید حتما یکی از این نقاشی ها را خریده و سپس در کشور خود آنرا قاب مناسبی کرده و روی دیوار منزلتان بگذارید تا حس زیبای هنر نپالی همیشه زنده بماند.

غذای محلی نپال : یکی دیگر از جذابیتهای سفر به نپال تست کردن انواع غذاهای محلی می باشد، در غذاهای نپالی از روغن کمتری استفاده می شود و میزان مصرف سبزیجات بسیار بالا می باشد از گوشت کم چرب و بدن چرخ در تهیه غذاها استفاده می شود و مواد غذایی رایج در رژیم غذایی نپال بیشتر عدس، سیب زمینی، گوجه فرنگی، زیره، جعفری، چیلی، فلفل، سیر و روغن خردل می باشد.

بریانی : بریانی که با برنج خشک و سبزیجات که به همراه گوشت سرو می شود.

دالبت: غذای ملی و سنتی و محبوب نپالی ها دالبت است یک سینی حاوی برنج و سوپی متشکل از عدس، لپه و نخود با ادویه فراوان با گوشت و سبزیجات میباشد.

چاتاماری: پیتزا به سبک نپال را چاتاماری می گویند که برای تهیه خمیر آن از آرد برنج استفاده می شود و روی پیتزا گوشت قارچ و سبزیجات می ریزند.

مومو: مومو غذایی شبیه کوفته می باشد که گوشت چرخ کرده گوسفند یا مرغ را در ادویه زیاد پخته شده داخل یک خمیر می پیچند و بخار پز می کنند و این غذا را با دو نوع سس مخصوص سرو می کنند، مومو انواع مختلف دارد، لذیذ ترین و اصلی ترین موموی نپالی مدلی است که با سبزیجات و گوشت تهیه می شود.

لشی: لشی نوشیدنی معرف نپالی می باشد که با موز، انبه و آناناس درست می شود. پیشنهاد می کنم اگر به نپال سفر کردید حتما غذاها و نوشیدنی های نپالی را امتحان کنید.

بعد از دیدار سه شهر کاتماندو، پاتان و بکتاپور و معابد و فرهنگ مردم نپال به شهر پخارا حرکت کردیم.

پخارا بر طبق برخی منابع دومین شهر بزرگ نپال است.

جمعیت این شهر حدود ۳۰۰ هزار نفر می باشد.

مسیر کاتماندو به پخارا حدود ۸ ساعت از میان جاده های پر پیچ و خم و از شاخه های متعدد رودخانه باگماتیو و رودخانه گنگ می گذرد.

جالب است که در دهه ۶۰ میلادی قبل از ساخت بزرگراه کاتماندو به پخارا مردم مسیر این دو شهر را با استفاده از اسب و قاطر و با گذر از رودخانه های خطرناک که مدت ۱۰ روز طول می کشید طی می کردند.

این شهر در مسیر تجاری هند و چین قرار دارد و در قرن ۱۷ بخشی از پادشاهی بزرگ هندوستان محسوب شده است اصلی ترین موج مهاجرت به شهر پخارا طی سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۲ بود زمانی که چین، تبت را اشغال نمود و بسیاری از تبتی ها(حدود ۳۰۰ هزار نفر) به سمت نپال و شهر پخارا مهاجرت کردند.

جاده کاتماندو به پخارا بسیار زیبا جذاب و شگفت انگیز است در مسیر از گیاهان مخصوص مناطق استوایی، درختان موزریا، هاپایا، کائوچو و انواع و اقسام پوشش گیاهی آسیای جنوب شرقی دیدن کردیم.

پخارا در ۲۰۰ کیلومتری کاتماندو قرار دارد اما در این جاده نمی توان با سرعت بالا حرکت کرد به این علت مسافت ۲۰۰ کیلومتری حدود ۸ ساعت زمان می برد.

قرار گرفتن این شهر در حوزه کوهستان آناپورنا باعث شده که همه ساله بسیاری از کوهنوردان و علاقمندان طبیعت هیمالیا به شهر پخارا سفر کنند.

اولین فرد غربی که به پخارا سفر کرد جهانگرد سوئیسی بود که در سال ۱۹۵۲ میلادی توانست از جاده زیارتی این شهر گذشته و به پخارا برسد و به تدریج شهر راه توسعه اقتصادی را در پیش گرفت طوری که در دهه ۸۰ و ۹۰ با ساختن هتل ها و رستوران های متعدد مدرنیزده شد و مکانی برای استقبال عازم هیمالیا گردید.

اولین بازدید ما در شهر پخارا دیدار معبد صلح جهانی یا شانتی استوپا بود.

استوپای صلح در پخارا، معبدی بودایی است که به جهت یادبود همه تلاش گران عرصه صلح جهانی در سال ۱۹۴۷ میلادی توسط راهبی ژاپنی که تحت تاثیر مهاتماگاندی قرار گرفته بود در به بوهه جنگهای بین المللی ساخته شد چندین نمونه از این معابد در شهرهای ژاپن همچون هیروشیما و نازاکاکی نیز ساخته شده است.

استوپای صلح به منظور گردآوری مردمی از هر نژاد و قوم و ایجاد اتحاد بین آنها برای رسیدن به صلح جهانی طراحی شد، در این بنا می توان ۴ تندیس از بودا را تماشا کرد که اطلاعاتی از ۴ واقعه مهم زندگی بودا نشان می دهند این معبد چشم انداز خوبی به دریاچه فیوا رشته کوه آناپورنا و شهر پخارا دارد.

برای رسیدن به معبد صلح جهانی مسیرهای متعددی وجود دارد، اگر اهل  پیاده روی های طولانی باشید می توانید حدود ۳ ساعت مسیر کنار دریاچه را از ارتفاع پائین تر از داخل جنگل گذر کرده و به معبد صلح جهانی برسید و اما ما مسیر کوتاهتر را انتخاب کردیم و بعد از دیدن استوپای صلح مسیر پیاده روی و زیبایی را از میان جنگل های پخارا و دامنه های آناپورنا به سمت دریاچه فیوا رفتیم و سپس در کنار دریاچه فیوا توسط قایق خود را به مرکز شهر پخارا رساندیم.

مرکز شهر پخارا نیز یک خیابان عریض و طویلی دارد که در آن انواع لوازم کوهنوردی و طبیعت گردی درجه ۲ و درجه ۳ به فروش می رسد همچنین سوغاتی های کشور نپال را می توان در این منطقه به وفور یافت اما پیشنهاد ما به گردشگران به خرید محله تامیل در شهر کاتماندو می باشد زیرا اجناس در آنجا کامل تر و قیمت ها مناسب تر می باشد. همچنین درصذ فیک به اصل بودن اجناس در کاتماندو کمتر می باشد.

اگر اهل هیجان هستید پیشنهاد می کنم که یک روز در شهر زیبای پخارا البته با رزرو قبلی پرواز با پالاگرایدر در دامنه های آناپورنا را تجربه کنید تعداد ۱۴ نفر از اعضای گروه بیشه تور برای این پرواز ثبت نام کردیم و البته احساسی که پرواز در دامنه های این رشته کوههای زیبا به انسان می دهد وصف شدنی نیست.

موزه جهانی کوهستان در نپال

فرصتی برای درک عظمت هیمالیا

در این موزه تاریخ کوهنوردی با شیوه جذاب روایت شده و تصاویر مردم با لوازم واقعی که هنگام صعود به همراه داشتند نشان داده می شود، از قسمت نمایش سینمایی اورست خواهش کردیم تا فیلم معروف اورست را برای گروه به نمایش بگذارد در این فیلم به شکلی ملموس نشان داده می شود که چطور بلندترین رشته کوه جهان به وجود آمد رشته کوه هیمالیا در اثر دو خشکی ایجاد شد، تقریبا ۷۰ سال پیش سرزمینی که بعدها به جزیره هند تبدیل شد به سمت قاره آسیا با سرعت ۹ سانتی متر در سال شروع به حرکت کرد، خدود ۵۰ میلیون سال قبل خشکی ها به هم خوردند و هند به حرکت خود با همان سرعت ۶ سانتی متر در سال ادامه داد و باعث فشار و بالارفتن زمین شد این اتفاق باعث تشکیل رشته کوههای هیمالیا و همینطور فلات تبت شد که البته این حرکت کاملا متوقف نشده است و بنا بر برخی تحقیقات کوهها هر سال یک سانتی متر بالاتر می روند.

در این موزه تصاویری از ۱۴ قله  مرتفع جهان نمایش داده می شوند که همگی بالای ۸۰۰۰ متر هستند در محوطه بیرونی موزه مدلی از کوه مناسلو ساخته شده و امکاناتی داده اند تا بازدیدکنندگان بتوانند کمی کوهنوردی را تجربه کنند اولین بار در سال ۱۹۵۶ میلادی بود که ژاپنی ها به ماسلو صعود کردند به همین علت این مدل مناسلو توسط ژاپنی ها ساخته شد.

افسانه یتی

در گوشه ای از موزه کوهستان مجسمه ای از یتی یا مزد برفی را می بینید که البته یک افسانه محسوب می شود تا واقعیت، بسیاری معتقدند که یتی موجودی بلند قدتر از انسان است که در کوههای هیمالیا زندگی می کند و گاهی به مردمان گم شده در کوهستان کمک می کند.

بازدید دیگر ما در شهر پخارا دیدار آبشار دیوید بود این آبشار از دریاچه فیوا سرچشمه می گیرد و بعد از سرازیر شدن به سمت پایین گودال هایی را به وجود آورده که شکل های آن به نوبه خود دیدنی است و سپس جریان این آبشار به داخل یک تونل زیرزمینی سرازیر می شود و بعد از خارج شدن از تونل راهش را به غار ماهادو باز می کند و شکل گودال ها و ادامه پیدا کردن جریان آب آبشار تا ۱۰۰ متر زیر زمین و رسیدن به غار ماهادو ویژگی منحصر به فرد این منطقه می باشد.

گفته می شود این منطقه در سال ۱۹۶۱ میلادی یک زوج سوئیسی در سفرشان به نپال برای شنا به این منطقه می آیند و ظاهرا دریچه سد دریاچه بدون هشدار قبلی باز می شود و این موضوع باعث ایجاد سیلاب غرق شدن خانم دوی می شود و بعد از آن آبشار دوی به نام این خانم نام گذاری می شود.

برای دیداد غار ماهادو کافی است که بعد از دیدن آبشار دوی به آن طرف خیابان بروید تا راه پله های مارپیچ شما را به غار برساند.

یکی از موارد جالب این غار چک چک آب از دل دیوارها و تک تک سنگ ها می باشد

شهر پخارا را با تمام جذابیتها، زیباییها، طبیعت، و اصالتش بعد از سه روز اقامت به طرف شهر چیتوان ترک کردیم.

بعد از حدود ۵ ساعت اتوبوس سواری از شهر پخارا به پارک ملی چیتوان رسیدیم.

بسیار خوش شانس هستیم که سفر ما به کشور نپال هم زمان شد با جشن بزرگ دیو وعالی در کشور نپال که بین مسیر همه جای شهرها و روستاها مردم در حال آماده شدن برای این جشن بودند جسن دیو و عالی در فرهنگ نپالی به همان اندازه ارزشمند است که جشن نوروز برای ایرانیان است.

به پارک چیتوان رسیدیم، چیتوان اولین پارک ملی کشور نپال است که در سال ۱۹۷۳ بنا شد و در سال ۱۹۸۴ در زمره میراث جهانی یونسکو قرار گرفت.

چیت به معنی انبوه و بان به معنی جنگل در زمان تارو می باشد.

مردم دهکده تارو از قدیمی ترین مردم قبایل چیتوان هستند که در قدیم از طریق شکار، ماهیگیری و زراعت گذران زندگی می کردند.

چیتوان در ابتدا و در سالیان دور مکانی بسیار فقیر بود اما امروزه توانسته خود را با اقامتگاهای غربی، سوغاتی فروشی ها و خدمات گردشگری بالا بکشد.

در چیتوان باید خودمان را آماده کنیم تا با حیات وحش منحصر به فرد این منطقه روبرو شویم.

اقامتگاه ما در چیتوان در یک هتل جنگلی بسیار شگفت انگیز بود.

وقتی که وارد هتل شدیم اولین توصیه هایی که مدیر هتل به گردشگران داد بسیار جالب بود و همه گروه را به هیجان انداخت. اول اینکه گفت شبا تنها بیرون نروید و اگر هم که رفتید مراقب کرگدن ها باشید ضمنا در تمام بازدیدها در جنگل چیتوان لباس های رنگ روشن مانند سفید و رنگهای تحرک کننده مانند قرمز به تن نداشته باشید، لباس ها تا آنجا که می توانید باید هم رنگ طبیعت باشد و خلاصه حال و هوای جشن دیو و عالی در دهکده چیتوان برایمان بسیار خاطره ساز شد.

شب در کمپ برایمان مراسم رقص محلی تارو اجرا کردند رقصی که نشان از زندگی قدیم مردم دهکده تارو داشت جوانانی که همراه با آتش، چوب و حیوانات می جنگیدند و این حرکات را در رقص آتش و رقص چوب به نمایش می گذاشتند.

در دهکده چیتوان انواع فعالیت های هیجان انگیز را تجربه کردیم و با بافت روستاهای جنگل چیتوان آشنا شدیم، برای ورود به جنگل یکی از امن ترین راهها فیل سواری می باشد در حین فیل سواری می توانید از پرندگان و همچنین اگر خوش شانس باشید حیوانات وحشی جنگل چیتوان را مشاهده کنید.

در حین فیل سواری بودیم وقتی که با فیل وارد جنگل شدیم متوجه شدیم که همه فیل های منطقه از خود بی خود شدند و سپس فیل بان ما که بسیار در کار خود خبره بود سریع مسیر سافاری خود را تغییر داد و سمت دیگری از جنگل شتافت و متوجه شدیم که یک قلاده کرگدن غول پیکر در بین فیل هایی که گردشگران راجرکت می دادند قرار گرفته است هم فیل ها و هم کرگدن شوکه شده بودند و نمی دانستند که چه عکس العملی باید از خود نشان دهند کرگدن که دید بیشتر از ۲ متر را ندارد از ما فاصله گرفت و فیل بان ما این کرگدن را تعقیب کرد و خلاصه موفق شدیم با خوش شانسی هر چه تمام تر والبته با مهارت فیل بان این کرگدن زیبا و با عظمت را از زوایای مختلف و از نزدیک ببینیم.

سپس به مرکز پرورش فیل در چیتوان رفتیم که در سال ۱۹۸۵ تاسیس شد. فیل ها یکی از آرام ترین و مهربان ترین موجودات روی زمین هستند.

و اما یکی دیگر از جاذبه های پارک چیتوان سوارشدن بر قایقهای کانو در طول رودخانه راپتی می باشد، حین این گردش می توانید کروکودیل ها و سایر حیوانات وحشی را از نزدیک ببینید.

راهنمایان ما هنگام سوار شدن در کانوها توصیه های ایمنی بسیار جدی به گردشگرانمان دادند و از همه مهمتر این که در حین کانو سواری بایستی سکوت کامل را رعایت کنید، لباسهای رنگی تحریک کننده به تن نداشته باشید و همچنین داخل قایقهای کانو بی حرکت باشید، در این صورت کروکدیل ها شما را با یک تکه چوب روی آب اشتباه می گیرند و با شما کاری ندارند، اما اگر سر و صدا ایجاد کنید و یا حرکات غیرمعمول داخل قایق از خود نشان دهید کروکدیل ها متوجه می شوند که شما یک لقمه چرب و نرم برای آن ها هستید و به ما حمله ور خواهند شد.

روز دیگر در پارک ملی چیتوان همراه با جیب های سافاری به قسمت دیگر از جنگل رفتیم تعداد ۵ جیب سافاری تعداد ۳ ساعت جیب سواری می کردیم هر لحظه این مسیر برای ما آموزنده و هیجان انگیز بود با گونه های متعدد پرندگان، کروکدیل ها و همچنین دو نمونه دیگر از کرگدن از نزدیک آشنا شدیم که همگی در پارک ملی چیتوان آزادانه زندگی می کردند و اما باز هم رعایت سکوت و انجام ندادن حرکات غیرمعمول یکی از شروط وارد شدن به جنگلهای این منطقه بود.

روز دیگری که در چیتوان اقامت داشتیم به دهکده گردی پرداختیم.

دهکده تارو در نزدیکی پارک جنگلی چیتوان مانند یک موزه زنده است انگار در اینجا بسیار زود می گذرد اینقدر شما محو فرهنگ تاریخ و بافت سنتی منطقه چیتوان می شوید که اصلا متوجه گذر زمان نخواهید شد.

خانه های گلی دهکده با سقف های پوشیده از کاه که هیچ پنجره و دودکشی ندارند در وسط حیاط آشیانه های بزرگی برای پرندگان و در کنار هر خانه مکانی برای چهارپایان وجود دارد گویی خانه بین انسان، پرندگان، چهارپایان تقسیم شده است.

در وسط شالیزار یک سازه کوچک و ساده دیدم که از چهار تیرک و سقف کاهی ساخته شده بود که به این مکان استراحتگاه ماه عسل می گفتند و ایده جالب مردم تارو بود که بطور عادی در خانه های شلوغ با یک اتاق زندگی می کنند.

چه بسیار مردمان مهربان و نیک سرشتی دارد این چیتوان

واقعا از کنار بودن در کنار این مردمان خسته نمی شوید ولی چاره ای نیست وقت رفتن است و باید با هر آنکس که دوست داریم خداحافظی کنیم و به طرف کاتماندو حرکت کنیم.

یکی از فعالیتهای بسیار زیبا، جذاب و خاطره انگیزی که پیشنهاد می کنم حتما آن را تجربه کنید پرواز با هواپیماهای کوچک ۳۰ نفره بر فراز قله اورست می باشد طبق تصمیمی که از قبل گرفته بودیم تقریبا ۳۰ نفر از ۳۵ نفره اعضای گروه با ما در این پرواز همراه شدند خوشبختانه آسمان صاف و هوا آرام بود حدود یک ساعت از پرواز به سمت قله اورست را تجربه کردیم زمانی که به قله اورست نزدیک شدیم مهماندار و خلبان از ما خواستند که یکی یکی به داخل کابین خلبان رفته و از آنجا منظره زیبای کوه لوتسه و اورست و سایر رشته کوههای هیمالیا را مشاهده کنیم حس مشترکی که بین همه ما بود سرشار از اشک شوق وسروری بود که از دیدن این صحنه های شگفت آور تجربه کردیم اینقدر همه تحت تاثیر هیمالیا قرار گرفته بودیم که حتی خیلی از ما گرفتن عکس را فراموش کردیم.

بعد از یک ساعت پرواز بر زمین نشستیم البته آنجا به ما حکمی دادند که روی آن نوشته شده بود من اورست را با پاهایم صعود نکردم بلکه آنرا با قلبم حس کردم.

روز آخر در شهر کاتماندو را به بازدیدهای نهایی سفر و همچنین خرید از خیابان معروف تامی گذراندیم در آنجا هر گونه پوشاک و کفش کوهنوردی را برای همه فصول سال می توانید پیدا کنید همچنین نمادهای معروف فرهنگی و سنتی کشور نپال را از میدان تامیل میتوانید تهیه کنید.

بعد از ۹ روز سفر به کشور نپال به سختی از مردمان مهربان فرهنگ اصیل و طبیعت شگفت انگیزش خداحافظی کردیم و به سمت ایران آمدیم.

و اما آن اثری که این سرزمین بر روح ما باقی گذاشت همچنان ماندگار است.