سیستان – بلوچستان – خراسان جنوبی

امسال نیز سفری دیگر را به مناطق ناشناخته و نسبتا مهجور ایران داشتیم . مناطقی که مردمی بسیار سخت کوش ، صبور ، مهربان ، وطن دوست و مظلوم دارد .روز ۴فروردین ساعت ۱۶:۰۰ از تهران حرکت کردیم . تعدادمان ۹۰نفر بود که ۲دستگاه اتوبوس اسکانیای لیمویی رنگ با کاپتانی آقا رضایی و سفید رنگ با کاپتانی آقا سعید داشت که هردو از اهالی با صفای ملایر هستند و مدتهاست که در سفرها با هم هستیم و گویی آنها نیز جزو خانواده ساده سفران گشته اند.

مقصد اولیه ما شهر بم بود . شب را شبرو حرکت کردیم .صبح حدود ساعت ۱۰:۰۰بود که به شهر بم رسیدیم.

امسال مسیربیشتری از ارگ بم بازسازی وباز گشایی شده بود . آقای توحیدی که راهنمای ارگ هستند و کتابی زیبا با زبان شعر از وقایع ارگ بم نوشته اند مارا در ارگ همراهی نمودند. بعداز بازدید کلیه قسمتهای مسیر گذاری شده ارگ بم که حدود ۲ساعت طول کشید ، از بازار محلی بم که به نفع مردم زلزله زده بم بود خرید کردیم و به طرف هتل مان در ارگ جدید حرکت نمودیم.بعداز استراحت در اتاقها ، همگی پیاده به طرف مجتمع تفریحی ارگ جدید حرکت کردیم . گویی بهشتی در اعماق کویر بم ایجاد شده .پیستهای اسب سواری – دوچرخه وموتور سواری و بازیهای آبی و… در ارگ بم به همراه اب نماهای بسیار زیبا محیط بسیار مفرحی برای گردشگران ایجاد کرده . اما ایکاش قسمتی از این خرجهایی که در این مکان شده بود را صرف بهسازی سریع تر شهر بم و ارگ بم میکردند.چه بگوییم که ناگفته ها فراوان است .

هتل ارگ جدید که در مکانی بسیار زیبا ساخته شده .و آنهم ۲اتوبوس اسکانیای ما،که در حقیقت همه ما مدتی در آن زندگی کردیم.

روز سوم به طرف چابهار حرکت نمودیم .رفتیم تا دوباره مطابق هر سال دیداری تازه کنیم با تنها نوازنده ساز دونلی در دنیا که موفق به کسب دکترای افتخاری از کشور فرانسه شدند. در مسیر در شهر بمپور این بار هم استاد شیر محمد اسپندار گروه ساده سفران را به شوق آورد . این استاد بزرگ در شهر خود با نام بمپور در تنها مدرسه شهر ، برایمان آوای خوش دونلی خود را به صدا در آورد .

محبوبه و علی ، زوج طبیعت گرد در حالی که کنار استاد ایستاده اند.

بعداز صرف ناهار در مدرسه بمپور ، به طرف ارگ بمپور که به معنی پسر ارگ بم ویا ارگ بهمن پسر اسفندیار میباشد حرکت نمودیم . جناب اقای صلاح زهی رئیس شورای شهر بمپور ، مثل هرسال ما را شرمنده نموده و در بمپور همه جا کنار ما بودند .

تقریبا همه خود را به بلند ترین نقطه ارگ بمپور رساندیم . شهر بمپور و نخلستانهای سر سبز منطقه همه در چشم انداز ما قرار داشتند . همه با تمام وجود سرود ملی ایران را در بلند ترین نقطه شهر سر دادیم.

دیشب ساعت ۱۰:۰۰شب به هتل سپیده چابهار رسیدیم .در روز چهارم سفر هستیم، امروز برنامه بازدیداز خط ساحلی شرق چابهار را داشتیم.جاده بریس که سراسر شگفتی و زیبایی است .ابتدا از درخت لور یا انجیر معابد دیدن کردیم .درختی که علاوه بر ۹۰ نفر همسفران ما میشد ۳۰۰نفر دیگر را در زیر شاخ وبرگها وریشه های ان جا داد.

سپس از ساحل شنی دریای عمان و لانه ها وتله های شگفت انگیز حیوانات دریایی در ساحل دیدن کردیم.

کمی جلوتر به سواحل صخره ای و حیرت انگیز عمان برخوردیم.

این بار تجربه ای دیگر را نیز در خاطرات خود ثبت نمودیم وآنهم لذت پیاده روی در سیاره ای دیگر . به این کوهها میگویند مریخی ، لیکن بیشتر به سیاره ماه شبیه اند تا مریخ . خلاصه اینها همان کوههای مینیاتوری چابهار هستند.

جاده بسیار زیبای بریس که سمت راست آن آبهای نیلگون و سمت چپ ،کوهها وصخره های زیبا قرار گرفته اند.

بالاخره به نقطه صفر مرزی رسیدیم. خلیج گواتر که بعداز ان دیگر به آبهای اقیانوس هند و کشور پاکستان قدم میگذاری البته از طریق مرز آبی . سواحل گواتر پر است از خرچنگ های رنگی .

قایق ها همه مخصوص ماهی گیری بود وقایق رانان پاکستانی خیلی نمی دانستند که با گردشگر باید چگونه رفتار کرد.خلاصه خودمان دست به کار شدیم و قایق ها را توی اب انداختیم . حدود یک ساعت روی اب بودیم . عده ای از بچه ها وسط دریا به آب پریدند و شنا کردند.سپس به جنگل های حرا پا گذاشتیم .آب جنگل تازه جزر کرده بود وسطح ساحل پر بود از صدفهای رنگی .متاسفانه به دلیل خیس شدن دوربین ، دوربین ها را داخل قایق نیاورده بودیم .

این آقای خرچنگ هم در حال آفتاب گرفتن در سواحل بود که با دیدن ما خوابش پرید.

در روز پنجم سفر به سر میبریم . برنامه امروز ما بازدید مسیر غرب چابهار به طرف بندر کنارک و چشمه های گل فشان بود.بگذارید اول یک عکس از اتوبوس های با غیرت مون با کاپتانهای با صفاشون نشونتون بدم که این همه روز ما را جاهای خوب و زیبا بردند.

سپس به طرف کوه گل فشان که مساحت بسیار زیادی در اطرافش از گلهای نقره ای رنگ پوشیده بود حرکت نمودیم .تقریبا همه به بالای کوه رسیدیم.

بعداز آرام شدن هیجانات از دیدار گل فشان ، همگی آرام در اطراف چشمه به سکوت نشستیم و سکوت ما راصدای زیبای حباب های بزرگ گل که از اعماق ۱۰۰متری زمین به بالا پرتاب شد شکست و چه باشکوه بود این لحظه .

امروز ازمسجد ابوذر تیس نیز دیدن کردیم.

بعداز دیدار بازار کنارک و اسکله وبندر گاه کنارک ، عصر را وقت آزاد برای دیدار ساحل دریا بزرگ و بازار چابهار داشتیم.عکس فوق از ساحل دریا بزرگ میباشد که موجهای سهمگین دریا،این اشکال سوزنی زیبارا در ساحل ایجاد کرده بود.

امروز در روز ششم سفر هستیم .چابهار را به مقصد زاهدان ترک نمودیم.برنامه بازدید تمساح های پوزه کوتاه گاندو را در منطقه سرباز داشتیم. ابتدا تمساح مادر را دیدیم که میان بوته ها در حال استراحت بود.

در ایرانشهر از قلعه ناصری بازدید نمودیم. حدود ساعت ۱۱:۰۰شب بود که به هتل زاهدان رسیدیم.

امروز در روز هفتم سفر به سر میبریم.برنامه امروز دیدار شهر زاهدان و مسجد مکی زاهدان که بزرگترین مرکز اهل سنت ایران میباشد است.صبح وقت آزاد در بازار چهارراه رسولی زاهدان داشتیم.بعداز ناهار قرار شد همه پیاده از هتل به طرف مسجد مکی که در ۵کیلومتری هتل بود حرکت کنیم . یک چایی دارچین خوشمزه ای در هتل خورده و به طرف مسجد حرکت نمودیم.هماهنگی های لازم جهت دیدار مولوی عبدالحمید رهبر اهل سنت از قبل توسط مدیریت ساده سفران انجام شده بود.همه جلوی درب مسجد بودیم که ایشان تشریف آوردند . از همه ما دعوت کردند در سالن اجتماعات جمع شویم تا فرصت بیشتری جهت دیدار مولوی و پاسخ دادن به پرسشهایمان باشد.بسیار برای ما جالب است که رهبر بزرگ اهل سنت در کنارمان نشسته و به سوالهای خانمها وآقایان ما درمورد زندگی وفرهنگ وبسیاری مسائل دیگر اهل سنت کشورمان پاسخ میدادند.پذیرایی مختصری توسط حوزه علمیه اهل سنت ، از ما شد .در عکس فوق سمت راست جناب مولوی عبدالحمید و سمت چپ یکی از اساتید حوزه میباشند.

سپس به فرمایش جناب مولوی، توسط یکی از اساتید حوزه از تمامی قسمتهای مسجد مکی و خوابگاه دانشجویان و کتابخانه حوزه دیدن کردیم.عکس فوق از کتابخانه میباشد . در آنجا دانشجویان طلبه اهل سنت را میبینید که در حال مطالعه میباشند.کتابخانه بسیار بزرگ و وسیعی در این مرکز وجود دارد . از درسهای واجب آنجا یادگیری زبان های انگلیسی و فرانسه بود .بسیار جالب بود که در تمای مناطق مسجد و حوزه بسیار رفتار مهمان دوستانه ای با ماداشتند و تمامی سوالات وابهامات ذهنی مارا به روشنی پاسخ میدادند.

ای کاش دنیا به مرحله برسد که هیچ فاصله ای میان انسانها از هر ملیت و قومیت و مذهبی وجود نداشته باشد.

از داخل مسجد ومحراب زیبای مسجد دیدن کرده . عصر همگی با اتوبوس ها به طرف منطقه تفریحی زاهدان که در حاشیه شهر بود حرکت نمودیم در آنجا از غذاهای محلی و هندی مجتمع استفاده کردیم.همسفران با لباسهای هندی پرسنل رستوران و کافی شاپ ها عکس میگرفتند. امشب شب آخری بودکه در زاهدان هستیم.

در روز هشتم سفر هستیم . صبح زود ساعت ۷:۰۰از زاهدان حرکت کردیم.حدود ساعت ۱۰:۰۰بود که در شهر سوخته زابل بودیم.بزرگتری سایت باستان شناسی تخصصی ایران .

بعداز بالا رفتن از تپه ای که مسیر گذار شده بود به قسمت مشخص شهر سوخته رفتیم . جایی که زمانی نیاکان مادر ۶۰۰۰سال پیش در آنجا شهری بسیار هوشمند ساخته بودندو تمامی امکانات رفاهی ، کاری ، تفریحی و…را برای یک زندگی اجتماعی داشت.

توضیحات محبوبه و راهنمای محل را شنیدیم .سپس همگی به طرف سایت گورستان حرکت نمودیم.در این عکس اعضای ساده سفران را میبینیم ما باید از یک جاده مشخص گذر میکردیم تا سفالهای منطقه زیر پایمان له نشود.شما هم اگر به شهر سوخته رفتید خیلی با احتیاط در آنجا قدم بگذارید.

بعداز حدود ۲۰دقیقه راهپیمایی به سایت شماره ۲گورستان رسیدم.توضیحات تکمیلی را شنیده و به طرف اتوبوس حرکت نمودیم.امروز راه زیادی داریم .چرا که باید خود را به طبس میرساندیم.

مسیر بعدی ما بازدید از ماخونیک بود.غروب بود که به شهر آدم کوتوله ها که به لی لی پوت ایران شهرت داردرسیدیم.خانه هایی با سقف های کوتاه که باید تا کمر خم شوی تا وارد آن شوی . مردمی بسیار محروم وفقیر که سلام و خداحافظی شان با خواهش وتمنا است که پول بده پول بده.انها میگویند مردم میایند ، ماخونیک را بازدید میکنند اما چرا هیچ نهادی برای بهینه شدن اقتصاد ما به ما کمک نمیکند.همه متاسف وناراحت بودیم.کمی کمک از طرف بچه ها جمع شد به همراه خوراکی و… بین مردم روستا تقسیم شد.

این روستا یکی از ۷روستای شگفت انگیز جهان میباشد.ماخونیک از روستاهای توریستی است که جای زیادی برای کاردارد.شغل مردان کار در معدن سنگ گرانیت و کار زنان قالی بافی است.

از ماخونیک به طرف بیرجند حرکت نمودیم.حدود ساعت ۱۰:۰۰شب بود که به بیرجند رسیدیم.با مسوول قلعه هماهنگ کرده بودیم که ساعت ۱۰:۳۰شب درب قلعه را برایمان باز کند.بعداز دیدار قلعه خشتی و زیبای بیرجند شام را در محوطه قلعه صرف کرده . سپس به طرف ارگ کلاه فرنگی بیرجند که چند سالی است ساختمان اداری دولتی شده رفته و توانستیم عکسهایی از ارگ در شب بگیریم.

امروز در روز نهم سفر هستیم . دیشب ساعت ۴:۳۰صبح بودکه به طبس رسیدیم. وقت استراحت تا ساعت ۱۰:۰۰صبح داشتیم.بعداز صرف صبحانه در هتل خوش آب وهوای طبس سوار اتوبوس ها شده به طرف تنگه طاق عباسی حرکت کردیم.در آنجا با چند وانت و ماشین های سواری آژانس که از قبل هماهنگ شده بودبه طرف ابتدای مسیر تنگه رفتیم.تنگه طاق عباسی ، تنگه ای بسیار زیبااست که در شکاف vشکل کوهها و دره ها ایجادشده است.از دیواره های تنگه در گوشه وکنار مسیر ، آب گرم از چشمه های داخل کوه میجوشد و به این دلیل به حمام طاق عباسی نیز معروف است .تعدادی از بچه ها در یکی از حفره های چشمه تنی به آب زدند.

بعداز حدود ۱ساعت پیاده روی نشاط آور داخل آب گرم به طاق عباسی رسیدیم.که البته به دلیل بازسازی این تنگه به دستور شاه عباس صفویه به این نام معروف شده است .

ظهر ناهار را در هتل صرف کرده وعصر ساعت ۱۵:۰۰قرار ما برای بازدید سد کریت بود.از کنار روستای اسفهک که در زلزله ویران شده بود گذر کردیم و بعداز هماهنگی با مسوول فنی سد با اتوبوس تا کنار سد رفتیم.حدود ۱۰دقیقه قسمتی از مسیر را مجبور شدیم به علت خرابی جاده وانت بگیریم .به سد کریت رسیدیم که البته هنوز آب گیری کامل در آن انجام نشده است.بند کریت ابتدا حدود ۱۰۰۰سال پیش ساخته شده وتا ۱۰۰سال پیش بزرگترین آبگیر ایران بوده و سد جدید روی این سد حدود ۲۰سال پیش ساخته شده.بعداز دیدار سد بعد از ظهر و شب وقت آزاد در باغ گلشن طبس داشتیم .شام را در محوطه بیرون باغ صرف کرده و اوغات زیبایی را در شب باغ گلشن گذراندیم.

امروز در روز دهم سفر به سر میبریم.روز اخر که برنامه بازدید ما دیدار دریاچه نمک طبس بود. همه کنار دریاچه پیاده شدیم و به گرفتن عکسهای دسته جمعی وتک نفره در جاده بسیار خلوت و آرام طبس پرداختیم.

آخرین عکس این سفر بسیار زیبا ، شگفت انگیز و سرشار از تجربه و خاطره را اختصاص میدهیم به دریاچه نمک طبس که نشان از بیکرانگی ، آرامش ، سپیدی و پاکی دارد.پس آرام باش – صبور – تنها وبزرگ